تبلیغات
بانک مقالات فارسی و انگلیسی - اندیشه های سیاسی شهید مطهری
بانک مقالات فارسی و انگلیسی
!!THE EDUCATIONAL WEB FOR EVERY BODY!!
درباره وبلاگ


مطالب و مقالات علمی در تمامی زمینه ها به صورت کاملا رایگان
رمینه های کار سایت:
English Article
نمایشنامه و فیلم نامه, زبان برنامه نویسی c ,مقالات مهندسی, عمران_معماری, کامپیوتر و رایانه, زمین شناسی, زندگی نامه ,سرگرمی, متافیزیک, سیاسی ,جغرافیا, ورزشی,پزشکی, فلسفه, هوا فضا,خانواده شیمی, فرهنگ, عمران, تاریخ, زبان, اقتصاد, رباتیک, زیست, حقوق, ریاضی ,
فیزیک, نجوم ,نانو, برق

مدیر وبلاگ : علیرضا اسحاقی
مطالب اخیر
نویسندگان

پنجشنبه 16 دی 1389 :: نویسنده : علیرضا اسحاقی

اشاره :

شهید مطهری از معدود فلاسفه ی بزرگ اسلامی است كه به گونه ای نظام مند در باب اندیشه و ابعاد مختلف فلسفی ، اجتماعی ، متدولوژیك (روش شناخت) دینی ، فرهنگی و سیاسی آن كار كرده و بنیانی را گذاشته است كه در آینده هم چنان راه گشای دوست داران مباحث فلسفی – اندیشه ای جهان اسلام خواهد بود . شهید مطهری پس از روشن كردن بنای متدولوژیك بحث خود به ایجاد بنیادهای فلسفی بحث پرداخته و سپس وارد حوزه ی اجتماع و فرهنگ شده و در نهایت به نتیجه ی سیاسی می رسد . بنابراین در بحث اندیشه های سیاسی ایشان نیز باید این روال را مد نظر قرار داد . بدون شك تكمیل بحث در قالب مقاله ی كوتاه وافی به مقصود نخواهد بود اما امیدواریم این مقاله به عنوان مدخلی بر كارهای بیش تر در زمینه ی افكار و آثار آن شهید بزرگوار مثمر ثمر باشد ؛

روش شناسی

شهید مطهری در زمینه روش شناسی یك مشرب منعطف را دنبال كرده است . نه خود را به قیاس محدود می كند و نه این كه اسیر استقرا و اسلوب تجربی می شود . او معتقد است انسان باید جایگاهش را بشناسد و بداند در كجا از اسلوب تجربی استفاده كند و كجا به قیاس بپردازد . این شیوه ی غیر تعصب آمیز روش شناختی ، بنیادی بر اندیشه های شهید مطهری می گذارد كه سیر تفكرات فلسفی تا اندیشه های سیاسی ایشان را به گونه ای دل نشین قابل فهم و پذیرش می كند .

شهید در ارتباط عقل و دین نیز تلاش می كند تا عقل را در راه تحلیل مسایل دینی به كار گیرد و علاوه بر تكیه بر عقل روشن اندیش ، ضعف های عصر روشنگری غرب در نگاه تك بعدی به عقل را با توسل به اصول و احكام دینی برطرف سازد (1) .

مراحل بالاتر در نگاه روشی و تحلیل فلسفی – سیاسی شهید مطهری با كشف ریشه های تاریخی مسایل فلسفی آغاز می شود . سپس مباحث مطرح نزد فلاسفه مورد بررسی قرار می گیرد و آن گاه در قالب مطالعه ی تطبیقی ، موضوعات با توجه به نظرات فلسفی و سیاسی اندیشه مندان غیر مسلمان و عمدتاً با توجه ویژه به سیر اندیشه در غرب مورد بحث قرار می گیرد .

شهید مطهری در مباحث خود به نوعی آسیب شناسی و موردیابی مسایل سیاسی و دیگر مسایل مبتلا به جوامع اسلامی و جامعه ی ایران پرداخته و مطالعه ی موردی خود را بر روی موضوعات و مسایل مزبور سامان می دهد (2) .

بنیادهای فلسفی
در رابطه ی فرد و جامعه ، شهید مطهری معتقد است كه « جامعه » بسان یك موجود زنده است كه از حیات واقعی برخوردار می باشد . به اعتقاد ایشان « قرآن برای جوامع ، سرنوشت مشترك ، نامه ی عمل مشترك ، فهم و شعور ، طاعت و عصیان معنی ندارد و قرآن همان طور كه برای فرد حیات و موت قائل است واقعاً برای جامعه نیز حیاتی ، موتی و روحی قائل است (3) »

این نگاه شهید مطهری به جامعه برخلاف نگاه های ابزار گرایانه ی اندیشه ی غرب بعد از عصر روشن اندیشی به آن می باشد . در جامعه ی مكانیكی غرب ، فرد اصل است و جامعه مصنوع او . اما در اندیشه ی شهید مطهری ، فردیك موجود اجتماعی است كه باید در اجتماع زندگی كند وگرنه منقرض خواهد شد . در واقع جامعه محل تحقق شخصیت فرد است . به همان نسبت جامعه نیز از افراد آن شخصیت می گیرد . چنین نگاهی نیز فارغ از تعصبات دو مكتب فردگرایی و جامعه گرایی (ایندیویدوالیسم و سوسیالیسم) شكل می گیرد و با نگاهی ویژه به نظریه ی فطرت در اسلام تقویت شده است (4) .

در كل در نظریه ی تكامل اجتماعی انسان ، شهید مطهری فطرت انسانی را اصل گرفته و معتقد است در قالب روابط مبتنی بر اخلاق فردی و اجتماعی ، ایمان به هدف خلقت و بعثت انبیا ، انسان می تواند مراحل تكامل را در جامعه ی اسلامی طی نماید . این نگرش هر گونه یاس و بدبینی نسبت به سرشت بشر و آینده ی بشریت را رد كرده و بانقد دگماتیسم موجود در مكاتب ماركسیسم ، اگزیستانسیالیسم و علم گرایی منبعث از اندیشه های لیبرالی و روشن اندیشی همراه است (5) .

نقد چهار جریان عمده
بخش عمده ای از اندیشه های فلسفی ، اجتماعی و سیاسی شهید مطهری را می توان از نقد ایشان بر چهار جریان و مكتب عمده ی فكری – سیاسی سمت یابی كرد : ماركسیسم ، ناسیونالیسم ، تحجرگرایی و التقاط . این مباحث را به طور خلاصه مطرح می كنیم ؛

شهید مطهری در عصری می زیست كه عرصه ی فكری – سیاسی ایران و كشورهای اسلامی دیگر مورد هجوم مكاتب و ایدئولوژی های انحرافی و عمدتاً الحادی قرار گرفته بود . این امر حساسیت ویژه ای به مباحث انتقادی اندیشه مندان مسلمان در مقابل تفكرات عمدتاً وارداتی موجود می بخشید . این تفكر شهید با همان شیوه ی نظام مند فكری خود مكاتب و تفكرات فوق الذكر را به مقابله ی علمی – اندیشه ای طلبید .

الف) در نقد ماركسیسم
ایدئولوژی ماركسیسم ، بخش عمده ای از حیات بشر – در قرن بیستم را به خود معطوف ساخت . این مكتب از لحاظ فكری ریشه در اندیشه های كارل ماركس آلمانی (1883/م – 1818م) دارد اما از لحاظ سیاسی بیش تر پس از انقلاب كمونیستی روسیه (1917م) مطرح گردید .

در غرب ، ماركسیسم را تحت عنوان یك ایدئولوژی انقلابی می شناختند و در اثر تلاش ماركسیست ها ، بخش هایی از جهان اسلام نیز تحت تاثیر این ایدئولوژی قرار گرفته بود و شماری از جوانان انقلابی بدون آشنایی بنیادی با خاطرات واقعی این اندیشه و مكتب الحادی در دام آن افتادند به گونه ای كه جنبش های انقلابی و ضد رژیم شاه در ایران نیز از این ضعف مصون نبودند .

ماركسیسم نوید جامعه ای بی طبقه را می دهد اما بنیادش بر ماده ی (ماتریالیسم) است . بر اساس این بنیان اندیشه ای ، همه چیز ماده است و آن چه در جامعه های انسانی می بینیم اعم از دین ، حكومت ، نهادها و ساختارها روبنایی بر همان زیربنا یعنی روابط مادی – اقتصادی است .

بر این اساس ماركسیسم هنگام مواجهه با جهان لیبرال ، ایده ی مقابله با سرمایه و سرمایه داری را مطرح كرد و اما در مقابل اغلب جوامع جهان سوم و به ویژه جوامع دینی از در مقابله با دین و تكیه بر نگرش دین زدایانه به جامعه و سیاست وارد گردید .

در ایران و جهان اسلام اقداماتی برای به انزوا كشاندن فرهنگ اسلامی در پیش گرفته شد و تلاش گردید این اقدام از طریق تحریف آیات قرآن و اصول اسلامی و حتی تحریف افكار شخصیت های اسلامی صورت گیرد . شهید مطهری در مقابل این انحراف موضع گرفت :

« ماتریالیست های ایران اخیراً به تشبثات مضحكی دست زده اند . این تشبثات بیش از پیش فقر و ضعف این فلسفه را می رساند » . شهید مطهری ، تحریف شخصیت ها ، تحریف آیات قرآن كریم و تفسیر مادی محتوای آیات با حفظ پوشش ظاهری الفاظ را نیرنگ تازه ی ماركسیست ها می خواند و معتقد است : « این نیرنگ تازه ای نیست ، طرحی است كه كارل ماركس برای ریشه كن كردن دین از اذهان توده های معتقد در صد سال پیش داده است … مطالعه ی نوشته های به اصطلاح تفسیری كه در یكی دو سال احیر منتشر شده و می شود ، جای تردید باقی نمی گذارد كه توطئه ی عظیمی در كار است … و برای این منظور جامه ی منطق را از تن كنده و به سلاح تبلیغ مجهز شده است (6) . »

ب) نقد ملی گرایی
پس از جنگ جهانی دوم این نگرش در میان شماری از انقلابیون و فعالان جنبش های استقلال طلبی جهان سوم و جهان اسلام به وجود آمد كه تنها با تكیه بر « ناسیونالیسم » (ملی گرایی) می توان مستقل شد و مستقل ماند .

ناسیونالیسم در ایران همزمان با هجوم اندیشه ها و مكاتب غربی ، مطرح گردید و با برخی اصول اساسی اسلام ناهمخوان بود . بر مبنای این ایدئولوژی ، ایرانی ها دارای یك احساس مشترك و وجدان و شعوری مجزا هستند كه یك واحد سیاسی تحت نام ایران با ملت ایران را می سازد .

این نگرش در درجه اول مرزهای دارالاسلام را می شكند . به گونه ای كه حتی ممكن است به جنگ های درون جوامع اسلامی منتهی گردد . موضوعی كه متاسفانه كماكان جهان اسلام را آزار داده و مانع شكل گیری یك تفكر وحدت بخش میان آنها شده است .

این ایدئولوژی برای ایران بسیار خطرناك است چرا كه ممكن است به تقسیمات درون ملی و درون كشوری نیز بینجامد . ایران جامعه ای متنوع و متشكل از گروه های قومی ، زبانی و فرهنگ های مختلف است و اغلب كسانی كه در تلاشند تا به این مملكت آسیب بزنند ، شكاف های فرهنگی ، قومی و زبانی را مطرح می كنند .

استاد مطهری به دنبال اثبات منطقی این استدلال بود كه ایرانیان به اجبار و زور شمشیر مسلمان نشدند بلكه از یك سو به خاطر نفرت از نظام سیاسی- مذهبی طبقاتی ساسانیان و از سوی دیگر شعارها و آرمان های عدالت خواهانه ی اسلامی به اسلام گرویدند » . وی در خدمات متقابل اسلام و ایران معتقد است حتی اگر فرضاً كه ایرانیان به زور مسلمان شدند ، اما سهم فراوان ایرانیان را در باروری فرهنگ و تمدن اسلامی نمی توان نادیده گرفت . بنابراین شهید مطهری ضمن نقد ناسیونالیسم ، نقش عمده ای در تبیین روابط و خدمات متقابل اسلام و ایران داشته است كه از مهم ترین خدمات این متفكر شهید به جامعه ی اسلامی ایران به شمار می رود (7)

پ) مقابله با تحجر
شهید مطهری « اخباریون » یا طرفداران « اخباری گری » را بانیان تحجر در اندیشه و تحولات سیاسی اسلام می دانند و معتقدند اینان هنوز جوامع اسلامی را آزار می دهند و آفتی برای دین اسلام و مردم مسلمان هستند . هم چنین معتقدند : « اخباریین مظهر كامل جمهورند و به نظر می رسد كه فكر اخباری گری در مشرق زمین ، ناشی از فكر مادی گری در مغرب زمین بوده است ، چون مقارن با پیدایش اخباری گری ، در مغرب زمین عده ای پیدا شدند كه فلسفه ی حس را ابداع كردند (8) » .

اخباری گری به صورت بسیار حق به جانب و عوام فربیانه اش ، نوعی تحجر خطرناك را در جهان اسلام ایجاد كرده و مشكلات ناشی از این تفكر هم چنان ادامه دارد . شهید مطهری در كتاب اسلام و مقتضیات زمان بخش عمده ای از تلاش های خویش را صرفاً مقابله ی منطقی با این نگرش زیان بار كرده است .

شهید مطهری نقد اخباری گری را در كنار نقد علم گرایی محض (سیانتیسم) به كار می گیرد و معتقد است هر دوی مكاتب و تفكرات فوق الذكر نه در ساختن انسانی توانا و قدرت مند ، موفق خواهد بود و نه می توانند انسانی با فضیلت به جامعه تحویل دهند بلكه حاصل كار آنها چیزی جز انسان « تك ساحتی » (تك بعدی) نیست كه جوامع اسلامی را تهدید می كند (9) .

ت) انحراف التقاط
زمانی كه زمینه های اسلامی و فرهنگی جامعه ی ایرانی خود به خود ، اندیشه ها و مكاتب منحرف و وارداتی را پس زد ، عده ای به این فكر افتادند كه بخش هایی از مكاتب وارداتی را با بخش هایی از زمینه های فكری و فرهنگی كشورهای اسلامی و كشور ایران (به ویژه) ادغام نمایند تا آن مرام و مسلك بتواند زمینه های حضور در این جوامع را پیدا كند . از این رویه با عنوان « التقاط » یاد شده است . شهید مطهری در وصف این نگرش می گوید : « اگر كسانی پیدا شدند كه نیمی از مكتب توحید را گرفتند و بقیه را از مكتب شرك به هم آمیخته ، نتیجه ی آن ، یك مكتب التقاطی خواهد بود (10) »

این توصیف پاسخی قطعی و جدی به تفكرات التقاطی است . در واقع خطر چنین تفكراتی كه به طور عمده با پوشش اسلامی در صدد ایجاد منفذ و پایگاه برای اندیشه های منسوخ شده یا پس زده شده در جامعه ی ایران بودند ، به مراتب از خطرات همان مكاتب اصلی بیش تر بوده و هست . این نگرش در آستانه ی انقلاب و حتی چند سال ابتدای آن در میان مجامع و محیط های دانش جویی ایران رخنه كرده بود .

شهید مطهری التقاط را « توطئه ی عظیم » می داند كه به ویژه از ناحیه ی ایدئولوژی ماتریالیستی دنبال می شود . ایشان معتقدند كه ماتریالیسم از درهای مختلف وارد شده و اكنون راه خطرناك تری را در پیش گرفته است . به اعتقاد شهید مطهری یكی از نمودهای این نگرش خطرناك در شعار التقاطی ، به نام خدا به نام خلق قهرمان ، وجود دارد ؛ موضوعی كه نوعی شرك را تداعی می كند .

نتیجه
به طور خلاصه می توان گفت كه شهید مطهری علاوه بر تلاش برای تبیین و تحلیل اندیشه های اصیل اسلامی ، بخش عمده ای از تلاش های خود زا به آسیب شناسی اندیشه های موجود اختصاص داده بود تا در آن راستا ، مانع انحراف اندیشه ی سیاسی اسلام از مسیر اصلی آن شود . بدون شك هر چه جامعه و محیط فكری جهان اسلام و ایران با آفات و تهاجم بیش تر مواجه شود ، رجوع بیش تر به آثار و افكار شهید مطهری الزامی تر است ؛ آثار و افكاری كه امروزه حتی بیش از گذشته واقعیات موجود در جوامع اسلامی و نگرش دیگر جوامع و مكاتب به آن را روشن می سازد .

پانوشت ها :

1- وزارت آموزش و پرورش ، جلوه های معلمی استاد مطهری – تهران : انتشارات مدرسه ، 1369 . ص 210

2- رجوع كنید به : علی باقر نصرآبادی ، سیری در اندیشه های اجتماعی شهید آیت الله مطهری ، قم ، مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه ، 1380 ، صص 72-60

3- مرتضی مطهری . جامعه و تاریخ ، ص 30

4- مرتضی مطهری . پیرامون انقلاب اسلامی . ص 96 .

5- در این ارتباط مباحث كاملی در كتاب دیگر شهید مطهری « تكامل اجتماعی انسان » وجود دارد . این كتاب در سال 1375 از سوی انتشارات صدرا منتشر گردیده است .

6- مرتضی مطهری . علل گرایش به مادی گری ، صص 14-31

7- مباحق مفصل تر در این باره را در كتاب « خدمات متقابل اسلام و ایران » اثر شهید مطهری ، به ویژه در صفحات 12 ، 48 و 103 بخوانید .

8- مرتضی مطهری ، اسلام و مقتضیات زمان . جلد 1 . ص 150

9- در این ارتباط به دو كتاب شهید مطهری (اصول فلسفه و روش رئالیسم و انسان و ایمان) رجوع كنید .

10- حاصل عمر ، به مناسبت یازدهمین سالگرد شهادت استاد مطهری ، ص 143




نوع مطلب : حقوق، سیاسی،
برچسب ها : اندیشه های سیاسی شهید مطهری،


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Locations of visitors to this page free counters